.

بایگانی

نسبت مستقیمی بین حُسن تعبیر و حُسن استعاره با حُسنِ حال انسان وجود دارد. تا جایی که حتی می توان برای استعاره های توحیدی اثر شفابخش قائل شد. بخش دیگری از مناجات صغرای امام سجاد(ع) را در اینجا قرار دادیم و البته تیتر و عنوان جدیدی برای دومطلب اخیر برگزیدیم.

در تابلوی زیر مفهوم «نجات و امنیت» به واسطه ایمان، از معرکه ای پر وحشت ترسیم شده است.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ جَاسُوا خِلَالَ دِیَارِ الظَّالِمِینَ وَ اسْتَوْحَشُوا مِنْ مُؤَانَسَةِ الْجَاهِلِینَ وَ سَمَوْا إِلَى الْعُلُوِّ بِنُورِ الْإِخْلَاصِ وَ رَکِبُوا فِی سَفِینَةِ النَّجَاةِ وَ أَقْلَعُوا بِرِیحِ الْیَقِینِ وَ أَرْسَوْا بِشَطِّ بِحَارِ الرِّضَا یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا مِنَ الَّذِینَ غَلَقُوا بَابَ الشَّهْوَةِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ اسْتَنْفَذُوا مِنَ الْغَفْلَةِ أَنْفُسَهُمْ وَ اسْتَعْذَبُوا مَرَارَةَ الْعَیْشِ وَ اسْتَلَانُوا الْبُسُطَ وَ ظَفِرُوا بِحَبْلِ النَّجَاةِ وَ عُرْوَةِ السَّلَامَةِ وَ الْمَقَامِ فِی دَارِ الْکَرَامَةِ

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۵ ، ۱۱:۲۹
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

حال خیلی ها خوب نیست! کلمات می توانند حال انسان را خوب کنند. عبارات پیش رو اثبات این مدعاست. نخواستم ترجمه کنم ساده است اما هر تکه ای را که بخواهید، سعی میکنم ترجمه کنم و توضیح دهم. متن مربوط به امام سجاد(ع) است. در مناجاتی موسوم به صغری.اگر مقبول افتاد، قطعات دیگرش را هم می آورم.

در تابلوی زیر، مفهوم «پرواز» به زیایی تمام تصویر شده است:

اللَّهُمَّ وَ مَا أَجْرَیْتَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا مِنْ نُورِ الْبَیَانِ وَ إِیضَاحِ الْبُرْهَانِ فَاجْعَلْهُ نُوراً لَنَا فِی قُبُورِنَا وَ مَبْعَثِنَا وَ مَحْیَانَا وَ مَمَاتِنَا وَ عِزّاً لَنَا لَا ذُلًّا عَلَیْنَا وَ أَمْناً لَنَا مِنْ مَحْذُورِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنَ الَّذِینَ أَسْرَعَتْ أَرْوَاحُهُمْ فِی الْعُلَى وَ خَطَطْتَ هِمَمُهُمْ فِی عِزِّ الْوَرَى فَلَمْ تَزَلْ قُلُوبُهُمْ وَالِهَةً طَائِرَةً حَتَّى أَنَاخُوا فِی رِیَاضِ النَّعِیمِ وَ جَنَوْا مِنْ ثِمَارِ النَّسِیمِ وَ شَرِبُوا بِکَأْسِ الْعَیْشِ وَ خَاضُوا لُجَّةَ السُّرُورِ وَ غَاصُوا فِی بَحْرِ الْحَیَاةِ وَ اسْتَظَلُّوا فِی ظِلِّ الْکَرَامَةِ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۰۵
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به درخواست انتشارات کتابی پیشنهادی برای برگزاری مراسم اعتتکاف، درخواست شد؛ فرصت تألیف تا زمان مقرر نبود، کتاب زندگی به سبک زیارت، سوره نوشت های سوره مبارکه حجرات را پیشنهاد دادیم. در توجیه تناسب این کتاب با این مراسم که چندان هم دور نیست، مطالب زیر نوشته شد.


وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ (سوره مبارکه بقره:125)

سه مفهوم از یک حقیقت هستند که معادل یکدیگرند و قداست و نقششان و درک مراتبی که در زندگی ایجاد می کنند بسیار مهم و راهگشاست.

ربط دو مفهوم از این سه مفهوم برای عرف ما شناخته شده است؛ همه می دانیم که امام و حقیقت او با قرآن همراستاست.

امام را قرآن ناطق می­شناسیم و البته که قرآن را نیز باید امامی بدانیم که شرح و تفصیل همه آیات و معارف ضروری زندگی و حیات طیبه است. مفهوم سومی که معمولاً مغفول است، مسجد است. مسجد امامِ همه بناهایی است که جامعه انسانی را می سازد. مسجد بستر و خانه قرآن و امام است.مسجد امامی است که به شکل یک بنا، پایگاه و سازماندهی مؤمنین جلوه کرده است؛ همانطور که قرآن امامی است که در جلوه کتاب و کلمات خود را معرفی نموده است. این سه را که بشناسیم و جهت آنها را در نظام معرفتی خودمان با آنها هماهنگ کنیم، امکان و قدرت برقراری حاکمیت الهی را می یابیم.

بر این اساس اعتکاف چیست؟ و چگونه می تواند در این خصوص راهگشا باشد؟ چه طرحی می تواند اعتکاف را به عنوان عبادتی که امام، قرآن و مسجد را در یک راستا قرار می دهد، وارد معرکه جدی جامعه نماید؟

راه حل در سوره مبارکه حجرات بیان کرده است(یعنی رجوع به قرآن)، معارف و مضامین این سوره انتخاب می شود. در ثواب قرائت آن سوره می خوانیم که ثواب قرائت این سوره زیارت رسول خداست.(یعنی رجوع از قرآن به ساحت پیامبر و شأن امامت او در جامعه)اکنون اگر این هر سه قالب و شکل اقامت در مسجد را بیابد،(مثلا در اعتکفی سه روزه) مسجد تبدیل به زیارتگاه امام میشود برنامه و معارف این اقامت و زیارت نیز بر عهده سورهای از سوره های قرآن خواهد بود.

اکنون پیام و اصلاح برادری به عنوان موضوع محوری سوره مبارکه حجرات می تواند ولایت­پذیری را در سایه قرآن و درمحمل مسجد، نهادینه و تبدیل به جریان نماید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۳۶
کاظم رجبعلی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

همایش سوره مبارکه عبس، به همت دوستان مدرسه حمد(هنر، ادب، رسانه)  سه شنبه هیجدهم اسفندماه برگزار شد. به نسبت همایش های سوره ای دیگری که دیده­ام، آنقدر متفاوت و متمایز بود که بشود نکات خواندنی زیادی را در آن یادآور شد.

1.       این همایش یک منطق تدبری در مورد سوره مبارکه عبس داشت؛ و آن اینکه آیات ابتدایی سوره همان بخشی از سوره است که دیده می شود و الباقی آیات سوره،(که شامل چهار دسته دیگر می شوند) لایه­ها و جانِ همان بخش است که در مراتب مختلف تحلیل شده است.با این فرض تمرکز روی تصدی و تلهی نابجای عبوس است و هر چه بعد از این آمد، پرده­های مختلف از این توجه و بی توجهی نابجاست.

2.       تمرکز فوق، آنقدر کار را ساده و آنقدر محور بحث را مشخص نمود، که خیلی نیاز به توضیحات جزئی پیدا نشد و تنها تک مضراب هایی که بگوید قسمت های بعدی سوره چه ربطی با آن مضمون دارد، کافی به نظر رسید. به همین دلیل مخاطبان دو دسته شدند: دسته ای که توضیح کم و اشاره وار  راضی شان نکرد. این دوستان منظور حرف ها را خوب فهمیدند اما دلیل فهمشان را به دانسته های قبلی خودشان استناد دادند و با در نظر گرفتن یک مخاطب مبتدی، توضیحات همایش در مورد سوره را ناکافی فرض کردند. گفتنی است این دوستان، علی رغم نقد و احساس نیازشان، راضی بودند و حس مثبت و بانشاطی داشتند. دسته دوم دوستانی بودند که کمتر با این فضا و حتی این سوره آشنایی داشتند اما هم خوب متوجه منظور شدند و ابهام زیادی برایشان به وجود نیامد و هم راضی بودند و حس مثبت و با نشاطی داشتند.

3.       دکور این همایش بسیار جزئی بود؛ با ورودم به محل، اولین چیزی که به ذهنم رسید یک ای کاش بود! ای کاش فضاسازی شبیه کلاس های معمول و همیشگی که در این محل تشکیل می شود نمب بود! و کمی تغییر ایجاد میشد. کمی که گذشت ای کاشم را پس گرفتم و تحسین کردم همایشی را که در آن دکور شبیه یک کلاس بود اما هرگز تداعی کلاس نکرد و همایش باقی ماند!

4.            همایش یک تفاوت متمایز با همه همایش های سابق داشت و آن تمایز در این بود که تدبر را هم به مفهوم و بهم بیشتر به سیرِ ایده پردازی و قالب اجرا، سرایت داده بود؛ کارها توسط سازندگان توضیح داده می­شد و بعد از جمع خواسته می شد که نظرشان را بگویند. افراد با این کار تکریم و تحسین می شدند اما یک چیز در کلام همه شان آشکار بود؛ عظمت سوره عبس! و عجزو ادب و تواضع عمیق مؤلفان!

5.         در این همایش دوستان مدرسه حمد(ادب هنر و رسانه)خودشان را واضح تر دیدند. توضیح اینکه در تمام این دو سال که از تأسیس مدرسه می گذرد پاسخ به این سؤال که ما دقیقاً چه کسانی هستیم؟ و تفصیلا قرار است چه کار بکنیم؟ بسیار پرسیده می شد و همواره جواب هم داده می شد اما انگار که پاسخ این سؤال به زبان نباشد و باید با یک کار عینی و عملی مشخص شود. در این همایش صدایی شنیده شد؛ صدا پاسخی روشن به آن سؤال بود. به اینکه تدبر برای ما وضوست تا نمازِ هنر ادبیات و رسانه را اقامه کنیم. اینکه از تدبر تا تخصص فاصله ای است که باید با محتوایی میانی پر شود و طی شود. اینکه کلاس های تدبر، لایه ای از همایش یا تولیدات را به وجود می آورند؛ نقطه عطف کار ما دقیقاً از آنجا به بعد است و...در این همایش به تفکیک تمایز هنر، ادبیات و رسانه از هم مشخص شد. الان هر کس که آن همایش را دید، برای کار رسانه ای، هنری یا ادبی، مصداقی قابل تجسم می شناسد.

6.       در این همایش معلوم شد توسعه دامنه فعالیت، به سمت آموزش تدبر در بستر دانشگاه و ورود نیروهای فراوان و جدید، خیلی مهم است.

7.       در این همایش هر کلیپ و برنامه ای نقش خود را داشت یکی جسم شد، یکی روح یکی چشم و یکی...

8.       به نظرم رسید در این همایش دوستان مدرسه به هم نزدیکتر شدند چه کسانی که غریبی می کردند و صمیمی شدند و چه کسانی که انگیزه زیادی برای صمیمیت نداشتند و دارای انگیزه و ربط شدند.یاد رفته گان و اشخاص کار داشتند و نرسیدگان و نیز مأموریت رفتگان تا اطلاع ثانوی، گرامی باد...

9.       نکته شیرین این همایش، پذیرایی همایش بود. دوستان خلاقانه سیخی چوبی از کباب میوه­ای، متشکل از پرتقال(همان اُترُج/ارجانّۀ در روایات) و موز(همان طلح در قرآن)فراهم کردند، کباب را که خوردم چوبش را به همراه کاغذ تزئینی اش کناری گذاشتم؛ گفتند: «ببخشید استاد! این کاغذ حاوی یک گزاره از سوره است... »برق از سرم پرید به طعامم نظر نکرده بودم...فلینظر الانسان الی طعامه...این همایش سراسرش ذکر داشت؛ از همون کاغذها که مُچت را می گیرد و تو را از عبوس بودن پاک می کند.

10.    تشکر می کنم از خدا...از سوره عبس و از شمایی که با همه کج خلقی های یک عبوس کنار آمدید و به او افتخار همنشینی با ذکر را دادید. سعی و خشیت و تزکی خود را به نمایش گذاشتید و بروزی نیکو داشتید...تشکر میکنم از همه کسانی که آمدند و مراسم باشکوهی را رقم زدند.

11.     ایرادات جزئی هم بماند برای دلِ کار.

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۸
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

از میان تمام حکومت های عالم و نظام های مختلف، تنها یک حکومت را می شناسم که اگر در آن نماز را با تمام ابعادش گسترش داده شود، آن حکومت، تقویت می شود.

به همین دلیل و دلایل مشابه آن است که به جمهوری اسلامی ایران و نظام ولایت فقیه اعتقاد دارم. حتی همین خط کش است که خوب و بد جهتگیری های جامعه و جریانات را برایم روشن می کند.

توسعه نماز، تهدیدی برای همه حاکمیت های غیر توحیدی و تنها مقوم و تقویت کننده حاکمیتی است که به نام الله و مبتنی بر ولایت او شکل گرفته است.

نماز انقلابی ترین پدیده ای است که به چشم دیده ای و خواهی دید. اگر میخواهی انقلابی باشی اگر میخواهی فعالیت سیاسی داشته باشی، آن هم سیاستی از جنس و عین دیانت، باید دغدغه توسعه و ترویج اقامه نماز داشته باشی! حی علی خیرالعمل!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۴۶
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

فعلا قاعده بر این است که مدارس روی تدبرها متمرکز باشند و اصلا اصرار بر داخل کردن محتوای هر رشته ای در میدان تدبر نیست. بنا بر این است که از جماعتی که رشته های درسی شان تناسب با موضوع هر مدرسه دارد، متدبرینی تربیت شوند که سیر آموزشی قرآن را طی می کنند. تکلیف تخصص چه می شود؟ پاسخ این است: خوب که تدبر یاد بگیرند و اراده ادامه تخصصشان را هم که داشته باشند، خودشان به نتیجه مطلوب خواهند رسید و حد واسط تدبر در قرآن تا تدبر در رشته مورد نظر را طی میکنند.واضح است که این توجیه حداقل موقتاً درست است!و در دراز مدت به ضد فلسفه تشکیل مدارس تخصصی تبدیل خواهد شد.

از شواهد عینی تدبرخوانده های ادامه تخصص داده که هرگز این دو ساحتشان(یعنی تدبر در قرآن و تدبر در تخصص) به هم نزدیک نشده که بگذریم، ورود نکردن به علمی که حد واسط این دو ساحت و تسهیل گر این دو باشد، هیچ توجیهی ندارد! البته ممکن است گفته شود تا این نسبت و این تلازم میان تدبر در قرآن و تدبر در رشته تخصصی الگویی را معرفی نکند، همچنان گنگ و سردرگم خواهیم ماند که در جواب دلالت می دهیم به تلاش صورت گرفته در تخصص روانشناسی و نیز الگویی که قبل از آن و از خلال تدبر ادبی قابل فهم است.

به این نکته توجه کنید که زبان عربی خود یک تخصص شناسنامه دار است که ظاهراً در عرف علمی از علم تدبر در قرآن هم متمایز است. هر آنچه در تدبر ادبی است موضوع  قواعد زبان عربی به عنوان یک تخصص نیز هست الّا اینکه در تدبرادبی ملاحظات زیر وجود دارد:

 

1. آنچه به عنوان تدبر در هستی به عنوان پایه تدبر ادبی می شناسیم مبتنی بر تحلی عالم هستی بر پایه رحمتی الهی است در جلوه مؤلفه های متکلم(که ذات باری است)، خطاب(غرض و محتوا و معنا)و مخاطب(انسان و یا سایرین)است. بر پایه این تحلیل همه عالم متنی است الهی و فهم درست و غلط اعمال فرد و جامعه یا بهره مندی او از نظام آفرینش و رحمت واسعه الهی وابسطه به شناخت این متن الهی و امکان متنی دیدن همه پدیده هاست. این رویکرد مبتنی بر قرآن و نیز روایات است(به کتاب های منظومه هستی به ویژه دو کتاب کلمه و کلام در هستی مراجعه شود)

 2. در تدبر ادبی از آن اقوال و نظرات علم ادبیات عرب استفاده شده است که متناسب با سیاق متن و عرف قرآن باشد. یعنی اگر در تدبر ادبی نظری مورد تأکید قرار میگیرد، معنایش انتخاب دامنه مشخصی از نظراتی است  که اتفاقاً آنها نیز در علم ادبیات عرب وجود داشته و جایگاه دارند و از جای دیگر نیامده است.

3. در تدبر ادبی از قواعدی استفاده شده است که در قرآن کاربرد دارند. این قواعد نیز از جای دیگری جز علم و دستور زبان عربی متداول، آورده نشده است. و همین علم مورد اعتنا بوده است.

4. در تدبر ادبی نوع دسته بندی موضوعات حتما در بسیاری از موارد با دسته بندی های متداول دستور زبان و ادبیات عربی متفاوت است.. موضوعات موجود همان هایی هستند که در زبان و ادبیات عرب موجودند با این تفاوت که همجواری آنها مبتنی بر منطقی است که مایه های آن از یک جهانبینی و تدبر در هستی وام گرفته شده است. اینکه چه موضوعی از مباحث عربی کنار چه چیز دیگر قرار بگیرد، نقطه تفاوت میان تدبر ابی و ادبیات عربی متداول است.

5. در تدبر ادبی ادغام چند شاخه مهم از زبان  عربی، از جمله علم نحو و معانی و  غیر آن در یک قاب صورت گرفته است و این هیئت واحد و به نحوی است که تناسب ویژه را با نوع نگاه مبتنی بر تدبر در هستی داشته باشد.

نتیجه:

  • نیازمند پژوهش های واسط میان تدبر و تخصص هستیم و کنارگذاشتن تاکتیکی آن به معنای پاک کردن صورت مسأله نیست.
  • آنچه در تدبر ادبی به وقوع پیوسته یک نمایشگاه کامل از آن اتفاقی است که میان تدبر و تخصص می افتد.
  • تدبر ادبی چون معرف نسبت متن با قرآن است، برای ترجمه قرآن به زبان هر تخصص و نیز ترجمه هر تخصص به زبان قرآن لازم است.

امیدوارم وقتتان تلف نشده باشد. از حرف های بالا که بگذریم روایتی از امیرمؤمنان(ع) از هر سخنی شیرین تر و قابل استفاده تر و قابل فهم تراست:

       مَغْرَسُ الْکَلَامِ الْقَلْبُ: قلب محل کاشت کلام است. 

       وَ مُسْتَوْدَعُهُ الْفِکْرُ: فکر امانت دار آن است. 

       وَ مُقَوِّیهِ‏ الْعَقْلُ‏: عقل آن را تقویت می‌کند.

       وَ مُبْدِیهِ اللِّسَانُ: زبان آن را آشکار می‌کند.

       وَ جِسْمُهُ الْحُرُوفُ: جسم آن را حروف تشکیل می‌دهد.

       وَ رُوحُهُ الْمَعْنَى: روحش معناست.

       وَ حِلْیَتُهُ الْإِعْرَابُ: زیورش اعراب است.

       وَ نِظَامُهُ الصَّوَابُ: صحت چینش مایه نظم و درستی آن است.

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۳۷
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الریم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

این متن بیان تکه ای از سوره عبس است و در عین حال بیان همه سوره را با خود دارد حالا فکرکنید این متن را همین شکلی ادامه دهند. مثلا ده متن خواهیم داشت هر کدام مستقلا دلالت به سوره عبس دارند(ده بار خواندن سوره عبس هستند) اما وقتی سرهم می خوانیمشان یک دلالت به سوره عبس دارند(یک بار خواندن سوره عبس هستند)

خندید و چهره گشود؛

مردی که برق حقیقت، چشم هایش را به سفیدی  نشانده بود.

 

خندید و چهره گشود؛

که چون پیامبر ( ص) سرش را به سوی او بالا گرفت،

آن مرد تا دست های  پیامبر ( ص ) دویده بود، 

تا از خطوط صفحه دستان پیامبر ( ص )، همه حقیقت را به یکباره ببیند...

 

 در باز شد و ناگاه:

بسم الله الرحمن الرحیم

عبس و تولی

ان جاء ه الاعمی

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۴۰
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به همه دوستان مدرسه هنر ادب رسانه(مدرسه حمد)نهایتاً تا دو هفته آینده که در جلسات شنبه ختم مفهومی، استاد اخوت سوره مبارکه ماعون را در دستور جلسه قرار خواهند داد، باید آمادگی لازم را پیدا کنیم تا حرف و کلام ولی فقیه روی زمین نماند. موضوع کار نماز است. در این مورد فکر کنید و آماده باشید.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز، با تأکید بر ضرورت احساس مسئولیت همگانی در خصوص «ترویج نماز»، همگان، به‌ویژه مسئولان دستگاه‌ها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی را به درک عظمت این مسئله و برداشتن گام‌های عملی در این راه، فراخواندند.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که امروز(سه شنبه) در بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز از سوی آیت‌الله عابدینی نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه قزوین قرائت شد به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

خداوند علیم و قدیر را سپاسگزارم که تلاش شما دست‌اندرکاران محترم این اجلاس مهم و بیش از همه عالم بزرگوار و مجاهد جناب حجت‌الاسلام آقای قرائتی در بخش‌های اساسی و مؤثری به بار نشسته و کارهای مفیدی در ترویج فریضه بزرگ و بی بدیل نماز انجام گرفته است.

با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیت‌های کنونی در این باره است. در پیام سال گذشته گوشه‌ای از این فضای خالی و تلاش‌پذیر، نشان داده شده است.

سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است.

توقع و انتظار این جانب آن است که همه به‌ویژه مسئولان دستگاه‌ها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسئله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.

همه بدانند که یکی از مؤثرترین راه‌ها برای کاستن آسیب‌های اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل‌انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راه‌ها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.

به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید.

اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست‌اندرکاران، محقّق خواهد شد، انشاءالله.

والسلام علیکم و رحمةالله
سید علی خامنه‌ای
6 بهمن ماه 1394

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۷:۲۵
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

کتابچه سوره ها صرف نظر از کیفیت بالا و پایین متن ها یش و یا دامنه مخاطبی که دارد، یک علم است. علم انتقال از تدبر به یک متن کوتاه یا بلند. کتابچه سوره ها یاد می دهند که با حاصل کردن تیترهای درست و دقیق می توان یک متن را به صورت محتوایی و شکلی جهت داد. یاد می دهند که برای ارزیابی یک متن حداقل دو چیز باید مورد توجه قرار بگیرد: یکی روش تدبری به کاررفته و دیگری طرح یا سناریوی به کار رفته برای سامان دادن متن. کتابچه سوره ها با متن های تقدیم به یاد می دهند که چگونه تدبر در یک سوره می تواند به مدح و شکر یک شخصیت، پیامبر یا اهل بیت(ع) پرداخت. کتابچه سوره ها با چکیده هایش یاد می دهند که چگونه می توان از زاویه پیامبر سوره، از زاویه قرآن، از زاویه خالق، و نهایتاً از زاویه موعظه و شناخت برای انسان، همه دریافت از یک سوره را در متنی مجتمع کرد. سبک چکیده ها می تواند از نگاه تدبری یک سوره در مورد کسی، چیزی، رشته و شاخه ای اظهار نظر کند. متن زیر با روش چکیده نویسی زاویه تدبری سوره عبس را در خصوص رشته عکاسی تبیین کرده است.

شاید بتوان برای چند رشته دیگر هم از این زاویه متن نوشت. این کار برای کسانی که در ان رشته متمرکز هستند می تواند جذاب باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم


همیشه چشم را نمی توان از قشنگی رنگ و خوش حالتی یا قوت دیدش شناخت؛ گاهی در حالی که چشم داری _و خدا را شکر که زیبا و سالم و نافذ است_ از روی عصای سفیدی که زمین را برای دیدن التماس می­کند، آن را می­شناسی. چشم، وقتی پا می شود، دوست داشتنی تر و شناختنی تر است. به چشمی که پا می­شود می­گویند: «سعی و خشیت دارد» سعی و خشیت رنگ و حالت و سلامت چشم است برای بنده خدا؛ و تو که دوربین به دست می­گیری، انگار چشمت، همه حقیقت ها و پاکی هار ا التماس می­کند. دوربین که به دست می­گیری، ترکیب چشمانت با صفحه صورتت ترکیبی متواضع­تر و گشاده تر است.

قاب دوربین قاب ارزش است تو از چیزی عکس می گیری که ارزش دیددن دارد. و از پشت این قاب چقدر زیادتر می شوند چیزهایی که ارزشمندند. چشمت نفیس می­بیند و دیدنی­ها و شنیدنی­ها را نفیس ثبت می­کند.

دوربین که به دست می­گیری شاکر تری برای خدایی که هرگز فراموشت نکرد!

دوربین که به دست می­گیری ذائقه­ات شکوفا می­شود و طعم حقیقت بر جانت می­نشیند. حقیقتی که سفره­ای گسترده و بی دریغ است؛ «متاعا لکم و لانعامکم»

دوربین که به دست می­گیری حقیقت رابطه ها را بهتر می­فهمی؛ پیوستگی و ناپیوستگی کسانی که به واسطه ذکر، حقیقتاً متصل به یکدیگرند، یا کسانی که کنارهم بودنشان فرار از یکدیگر است. عالَم از پشت دوربین، قیامت است.

دوربین که به دست می­گیری به بندگان خوب خدا، بیشتر شباهت داری؛ زیباتری!

پ ن: این متن به سفارس سرکار خانم کمار تنظیم شد برای مراسمی که روز شنبه ساعت چهار در محل حوزه هنری برپا کرده اند. مراسم و نمایشگاهی از عکسهای اردوی جهادی سردشت. همان اردویی که تیم عکاسان نیت کردند سوره عبس را سرلوحه کارشان قرار دهند. هرکس توانست بیاید.



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۵۵
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

این متن به درخواست مدیر محترم مدرسه اهل بیت نبوت(ع)، سرکار خانم کوچک زاده، برای معرفی مدرسه حمد به ورودی های مدرسه شان نوشته شد:

·         مدرسه دانشجویی حمد(هنر، ادب، رسانه)، مدرسه است؛ یعنی در آن، آموزش تدبر برای همه عمر، یک اصل مهم است؛ از جهاتی شبیه حوزه است و از جهاتی شبیه دانشگاه است اما هیچ کدام نیست امر بین الامرین است؛ پس بهترین اسم برایش مدرسه است. در اینجا از مدرک خبری نیست، نه اینکه مدرک چیز بدی باشد اما در اینجا روش­شناسی(علم به روش و ابزار تفکر)، طهارت(علم به کاربرد برای آخرت) و تعقل(علم به معیارها) اصول مهمی هستند که همه چیز را تحت شعاع خود قرار می­ دهند؛ همه موارد یاد شده ارکان تدبر هستند که از بستر قرآن حاصل می­شوند و کلام خدا و پیوند و انس با آن، پایه­ ای ترین اصل در اینجاست.

·         این مدرسه، دانشجویی است چون دانشگاه را محمل مناسبی برای فعالیت های خود می داند و دانشجویان در رشته های مختلف را شایسته و دارای اولویت در تدبر می­داند. البته غیر دانشجو را هم می­ پذیرد اما مخاطب خود را دانشجو فرض کرده است.

·         این مدرسه مزین به نام حمد است چون صورت و شکل و موضوع کار تخصصی­ اش را در قالب شاخه­ های مختلف هنر ادبیات و رسانه، علمِ ابرازِ حُسن(علمِ حمد) قرار داده است.

·         یکی از مدارس مجمع مدارس قرآن و عترت(ع) است؛ یعنی سازه و تشکیلات خود را هماهنگ با سایر مدارس مجمع قرار داده است؛ جلسه ختم مفهومی دارد(دوشنبه ها 9صبح)که میثاق هر مدرسه محسوب می شود. ارکان و معاونت های پژوهشی، آموزشی، اجرایی و واحد مجازی دارد. برای تمام شاخه ها و تخصص­های سایر مدارس فکر می­ کند و کمک لازم را ارائه می­ دهد. می­ تواند هر درسی از هر مدرسه را از زاویه حُسن، بازگو و باز آفرینی کند.

·         اکنون در ابتدای راه است و در این ابتدای راه مثل بسیاری از مدارس با همین کتاب های تدبر، دوره های آموزشی برگزار می کند این کار را بیشتر در دانشکده هایی دنبال می کند که مخاطبانش به خروجی های لازم در مدرسه حمد نزدیکتر باشند؛ خروجی هایی که به زودی ان شاءالله، شالوده فرهنگی جامعه را بر پایه قرآن سوق خواهند داد. اعضای کادرش را، از بین همین کلاس ها یا غیر آن انتخاب می کند برای این اعضا جلساتی برگزار می کند؛ جلساتی که عمدتاً سیر مطالعاتی یا ایجاد آمادگی برای پژوهش و تدریس هستند. در اینجا تدبر ادبی و کتاب کلام، از هر کتابی بیشتر مورد توجه هستند.

·         مهمترین دغدغه این روزهایش، افزایش تعداد کادر، ارتقای کیفی آنها و نیز فراهم آوردن خط علمی و طرح درس های متناسب با هنر ادبیات و رسانه است. در این راستا برخی از اعضای کادر را به مرز توان تدریس رسانده و آنها را وارد میدان کرده است و برخی را نزدیک به خط تولید کتاب های مرتبط و لازم کرده و آنها را به مرز تألیف رسانده است. و قصد دارد برخی را مجهز به علم برگزاری مراسم و جریان­، در جامعه کند. پروژه هایش بسیار وسیع و متنوع است و با دقت و حوصله هر کدام را یکی پس از دیگری راه اندازی می­ کند.  

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۴ ، ۰۹:۱۰
کاظم رجبعلی