.

بایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

برخی از کسانی که از جمهوری اسلامی ایران میگویند، دوستان، دشمنان و یا منتقدان آن، شاید هرگز برای یک بار هم شده، سیمای نظام اسلامی را ندیده اند.

نمی گویم هیچ چیزی از قانون اساسی نمی دانند یا چیزی از ولایت فقیه به گوششان نخورده و امام خمینی(ره) را ندیده و حتی برخی جملاتش را در خاطر ندارند. اما رویکردها شبیه تدبری که در سوره ها می شود نیست. کسی با دستگاهی از تدبر این سه موضوع را دنبال نکرده است.

به این نکته دقت کنید که در نگاه تدبری، باید همه اجزا دیده شود و به اصطلاح مطلب عضین و یؤمن ببعض و یکفر ببعض نباشد.

همه قانون اساسی را که در یک قاب تحلیل کنی، یا اینکه همه امام خمینی(در جملات و گزاره هایش)را که در یک قاب تحلیل کنی، به صورت و شمایل نورانی و مبارک نظام جمهوری اسلامی دست خواهی یافت.

با این صورت و قاب چکار می توان کرد؟مثلا میتوان آن صورت را به تعداد زیادی از آدم ها نشان داد و تبیین کرد اینطوری همه راجع به چیزی صحبت خواهند کرد و برای چیزی مجاهدت خواهند کرد که آن را دیده اند.

می توان آن را شاخص قرار داد برای اینکه معلوم شود چه کسی این نظام را فهمیده است یانه؟

قبول دارم کار ساده ای نیست اما مدتی است شده دغدغه اصلی ذهنم. اگر انجام بشه چی میشه...

تکمیل و به ثمر رساندن این پروژه، ان شاالله اولین خروجی در بخش رسانه خواهد بود.
در ذیل برای هر کسی که میخواهد در این خصوص مشق کند متن قانون اساسی را آورده ام
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۴ ، ۱۰:۳۷
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بلها و بنیها

در این ایام که اقتضائات داخلی و منطقه ای و بین المللی خیلی عجیب و خاص شده است سودای نگارش یک نمایشنامه خیابانی به سرم افتاده است. هر چند حدس می زنم به نتیجه ای نرسد؛ اما اگر بشه چی میشه...خودم هم حاضرم بازی کنم و معرکه بگیرم وسط حیاط دانشگاه تهران...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۴ ، ۰۵:۳۱
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به همت دوستان بزرگوار، از اولین ها یعنی سرکار خ لشکری و سرکار خ احمدنژاد و زحمات متأخر سرکار خ پایینی، این کتاب آماده تحویل به انتشارات شد.

چند نکته در خصوص این کتاب:

1. این کتاب شرحی است بر بخشی از روایت شریف نبوی که در طی آن جایگاه حضرت زهرا(س)را به استناد تعیین جایگاه بسیاری از بانوان و غیر  آنها تعیین نمودند.

2. نیش قلم های این کتاب حاوی نکات ارزشمندی در فیلمبرداری و قصه گویی است

3.نوع تفصیلی که در مورد بانوان در این کتاب ذکر شده است هم امکان تعابیر غامض در خصوص برخی چهره های قرآن را از بین برده و هم توسعه بیشتری در مطالب داده است.

4. همیشه خلأ و ضعف نویسندگان در تفصیل چهره های مثبت آزار دهنده بوده است که این مجموعه کتاب ها به نوعی جبرا کننده این مشکل هستند

5. در خاتمه این کتاب تعابیر ارزشمند استا اخوت در خصوص صحیفه فاطمیه مورد استفاده قرار گرفته است

در این کتاب سرکار خ پایینی زحمت کشیدند و متناسب با هر شخصیت زاویه ای از زندگی حضرت زهرا را به شکل داستان کوتاه ذکر کردند

متن تقدیم به کتاب:

 

تقدیم به  بانو هاجر(س)همسر حضرت ابراهیم(ع) و مادر حضرت اسماعیل(ع)

کسی که هجرتش، قبله آفرید و انعکاسی از اضطرار  عابدانه­ اش، سعی صفا و مروه­ شد

و خداوند در قران مجیدش فرمود: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّه

و

تقدیم به بانو فاطمه(س) ، همسر جناب ابوطالب(ع) و مادر دوازده امام(ع)،

کسی که  قبله به احترامش  شکافت و  انعکاسی از  اضطرار عابدانه­ اش، جانِ رسول الله (ص) شد

و خداوند در قرآن مجیدش فرمود: وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُم...


متن چکیده:

قابی از چهره­­­ های قرآنی، عنوان مجموعه ­­کتابهایی است که در آن به زبان ساده، به موضوع  شناخت شخصیت­ها، با رویکرد تدبری پرداخته است. کتاب حاضر، 10نفر از چهره­های بانوان در قرآن را با رویکرد یاد شده، در سه مرحله بررسی کرده است: در مرحله اول، آیاتی از قرآن را که به تبیین هر یک از بانوان پرداخته، ذکر کرده است. در مرحله دوم به استناد روایتی نبوی که در مقدمه کتاب آمده، به تبیین شاخص­هایی پرداخته است که رسول خدا(ص) در معرفی آن شخصیت مورد توجه قرار داده­اند. و نهایتاً در مرحله سوم، نسبت آن بانو را به عنوان شاخص در معرفی شخصیت بی­نظیر فاطمه(س) تبیین کرده است. خاتمه کتاب نیز مستقیماً اختصاص پیدا کرده است به بیان نکاتی از جایگاه شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) با تکیه بر قرآن و روایت یاد شده نبوی و نیز ادعیه مأثور از ایشان. 



برای تهیه کتاب با آقای واحدی تماس گرفته شود

09102480247 


۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۴ ، ۲۰:۳۸
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

دیروز حدود ساعت 6بعد غروب تا8و نیم شب، در طبقه دو مدرسه قرآن با چهار نفر از بزرگواران عکاس(یکی استاد و سه تای دیگر کارآموز)در حالی که تب و لرز شدید داشتم، مکالمه ای داشتیم. طوفانی و آنقدر علمی که هنوز هم کامم از آن جلسه شیرین است. درک مباحثه با علمای یک فن بسیار جالب و پر برکت است.

قبلا یعنی چند ماه پیش، با آنها جلسه ای در خصوص سوره عبس داشتیم. میخواستند به اردوی جهادی بروند به عنوان عکاس و ثبت کننده لحظات آن اما به نظرشان رسیده بود که باید پیش قرآن زانو بزنند و بعد راهی شوند!

عکس هایشان در چند سایت خبری معروف منتشر شد یک ماه پیش آنها را دیده بودم . شروع کردیم به بحث کردن مدلی شد این بحث برای جلسه با عکاس جماعت!

به سرکار خانم کاظم لو پیگیر فایل صوتی جلسه و کار بر روی آن باشید و در این خصوص با خانم کمار هماهنگ کنید. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۶:۴۵
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

کوتاه و مختصر: این شماره کاشف به تنهایی طرح مسأله علمِ رسانه در ساحت تدبر در قرآن است.

یک سال و نیمی هست که در مورد رسانه فکر می کنیم اما از همه چیز مبهم تر مسیر ما در این جاده بود. شماره اخیر کاشف می گوید تدبر که همان تحلیل کردن در دستگاهی قرآنی است، بیان چگونگی این میسر است. این شماره دعوت می کند به اینکه یاد داشت سرمقاله یا خبر و عکس تحلیلی_تدبری داشته باشیم.

دستگاه های تدبر متعدد هستند شاید لازم بود در کاشف هم به تعدد آنها اشاره می شد. به خصوص تعددی که شامل همه دروس جزوات و نیز روش های ابداعی از نظام سوره ای و بین سوره ای می شود.آنچه برای ما اهمیت دارد این است که اگر در مورد چیزی نظر می دهیم یا تحلیل می کنیم، اولاً با چه روش و دستگاهی است و ثانیاً میانه آن با تدبر در قرآن چگونه است.

چه بسا ما تدبر را جدا یاد می گیریم اما پای تحلیل که به میان می آید غیر تدبری تحلیل می کنیم و این آفت بزرگی است؛ آفتی که ناشی از عدم ممارست کافی در تدبر است. به نظرم پاسخ به این شماره کاشف پاسخ خوب یاد گرفته های تدبر است یا اینکه پاسخ کسانی است که شجاعت خوب یاد گرفتن تدبر را دارند.

دوست دارم این شجاعت را داشته باشم!

دوست دارم متدبرانه از ولایت دفاع کنم یا به انتشار پیام ولی الهی بپردازم!

اگر زیرک باشیم این روش و دامنه آن سیاسی ترین کار ممکن می تواند باشد. همان سیاستی که عین دیانت ماست!


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۴ ، ۱۷:۳۸
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

باید تصویر روشنی از سه درس داده می­ شد؛ دو درس از این سه تا موضوعش زوج سوره بود و درس بعدی گروه سوره و خانواده سوره. منظور از زوج سوره پیدا کردن یک نقطه محوری مشترک از دو سوره است، که بتواند نقطه پیوند دو سوره باشد و از خلال آن بتوان به یک نمودار واحد و دستگاهی تحلیلی رسید که مؤلفه ­های آن از هر دو سوره باشد. گاهی این زوج سوره ­ها در یک کلمه و لفظ محوری(منظور از محوری غرض یا نزدیک به غرض است) یک اشتراک ظاهری و نقطه پیوند را پیدا می کنند و گاهی اشتراک، یک اشترک غیر لفظی و معنایی است. در مورد گروه سوره  هم ماجرا اینگونه است که اگر سوره سوم به بعد بتواند اشتراکی لفظی یا معنایی با یکی از دو سوره داشته باشد، از همان نقطه اتصالش با دو سوره برقرار می­ شود. دو سوره شمس و لیل در کلید واژه محوری زکها و تزکّی نقطه پیوندشان را می­ یابند و سوره سوم یعنی مؤمنون به دلیل اشتراک کلید واژه محوری­ اش یعنی مفلحون با واژه محوری افلح  در سوره شمس پیوند می­خورد پس گروهی از سه سوره شمس و لیل و مؤمنون شکل می­ گیرد. راه حل این ماجرا هم چندانکه در کتاب تدبر قرآن به قرآن آمده است ابتدا تبدیل دوسوره به نمودارهایی توصیفی به نحوی است که اشتراک های محتمل خود ار نشان بدهند و بعد ترسیم نموداری سوم از نقطه اشتراک است. در مورد گروه سوره این نکته را اضافه تر دارد که مثلا در مثال بالا سوره مؤمنون می بایست به یک یکپارچگی تحلیل برسد و هر پاراگراف و دسته ای از آیاتش با توجه به مفلحون تیتر مناسب پیدا کند.

پس از انجام همه این مراحل ممکن است همچنان دو ابهام  وجود داشته باشد:  یکی اینکه این کار به چه دردی می­ خورد؟ دوم اینکه فارغ از سوره ها در یک بستر عینی چنین تحلیلی چگونه ممکن است؟ به دلیل همین دو سؤال محتمل و به دلیل دنبال کردن سیر جلسات گذشته و البته جا افتادن مطلب و یادگیری آن، دست به کار شدیم قبلا ایده ای را از استاد اخوت در مورد دعای توسل شنیده بودم به لطف خدا طرحی به ذهنم رسید و آن را اجرا کردیم.

گفتم می­خواهیم بازهم مثل جلسات گذشته با معرفی یک امام یا معصوم به شناخت از یک امام و معصوم دیگر برسیم؛ اما کمی جمع و جورتر و قابل محاسبه دقیق­ تر می­ خواهیم به واسطه شناخت از امام حسین(ع) امام حسن(ع) را بیشتر بشناسیم یا هر دو امام دیگر را؛ چه کار می کنیم؟ اول باید در معارفه امام حسین(ع) به گونه­ ای عمل کنیم که وجه اشتراک خودنمایی کند مثلاً به جای تعبیر کلی امام حسین و بعد تجسم کربلا و غیر آن، به کمک دعای توسل می­ گوییم: کنیه، اباعبدالله؛ نام: حسین(ع) نام پدر: علی(ع)؛ لقب: شهید

و به جای تعابیر کلی در معارفه امام حسن(ع) نظیر صلحنامه و مسمومیت و ...می­ گوییم: کنیه: ابامحمد، نام: حسن(ع)، نام پدر علی(ع)، لقب: مجتبی.

با یک نگاه معلوم می­شود که این دو امام را می­توان در دو نقطه مشترک، یکی نام پدر و دیگری ریشه ح س ن در نام، پیوند داد و از این حیث به زاویه ای برای معرفی و شناخت دست پیدا کرد و این ماجرا وقتی جالب­تر و پیچیده تر می شود که همه اسامی را به تفکیک یاد شده در یک صفحه ثبت کنیم تعدادی از این بزرگواران در کنیه­ ها مشترک می­ شوند  برخی در نام و برخی دیگر نام پدر؛ بیشترین وجه تمایز در القاب است. تأثیر این اشتراک در تحلیل فوق العاده است؛ عبارات زیر گویای این مطلب است:

«حسن(ع) یعنی کمال هر خوبی؛ حسن(ع) یعنی کمال پدری برای علی بن ابی­طالب(ع). حسین(ع) مصغّر حسن است و این یعنی کمال برادری برای حسین بن علی(ع). علی بن حسین(ع)، موسی بن جعفر(ع)، علی بن موسی(ع)، علی بن محمد هادی(ع) همگی مانند امیرالمؤمنین(ع) حسن بودنشان را در کمال پدری جلوه­گر ساخته­اند چون همگی کنیه ابوالحسن دارند. امام باقر(ع) هم که رسماً نوه دختری امام حسن مجتبی(ع) است و حسن بودن امامت از ایشان و بعد امام صادق(ع) و ائمه بعدی جلوه­ای  در کمال فرزند بودن یافته است. در سلسله اسم ائمه(ع)، دوبار حسن بن علی تکرار شده است و یعنی این اسامی دوازده­ گانه نه در ابتدا و نه انتهایشان چیزی از حُسن و کمال کم ندارند.»

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ ص یَا أَبَا الْقَاسِمِ یَا رَسُولَ اللَّهِ یَا إِمَامَ الرَّحْمَةِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ‏ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ یَا سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلَاتَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعِی لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا الْمُجْتَبَى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَا حُسَیْنَ بْنِ عَلِیٍّ أَیُّهَا الشَّهِیدُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ یَا زَیْنَ الْعَابِدِینَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا جَعْفَرٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا الْبَاقِرُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَیُّهَا الصَّادِقُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ أَیُّهَا الْکَاظِمُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى أَیُّهَا الرِّضَا یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى‏خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا جَعْفَرٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا الْجَوَادُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ أَیُّهَا الْهَادِی النَّقِیُّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ یَا حَسَنَ بْنِ عَلِیٍّ أَیُّهَا الْمُجْتَبَى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یَا وَصِیَّ الْحَسَنِ وَ الْخَلَفَ الْحُجَّةَ أَیُّهَا الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ‏ لَنَا عِنْدَ اللَّه.‏

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۴ ، ۰۷:۴۳
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

 به پیش و پسِ نماز دقت  کرده ­ای؟ به انتظار و استقبال از یک میهمان شبیه است و نیز مشایعت و بدرقه­ اش؛ این دو، یعنی استقبال و مشایعت کجای حقیقتی به نام نماز هستند؟ شاید سایه یا حاشیه­ آن باشند که در قبل و بعد و حین آن حضور، آن را مورد تأکید و تبیین قرار ­داده­ اند. نماز را نباید خوار شمرد و ظاهراً همه­ ی این نباید، به درک قیود بستگی دارد. قید به بیان حالت، ظرف مکان و زمان، همراهی، تمایز در ذات و نسبت، بیان کیفیت ونوع و عدد، صورت تبدیل شده یک ماجرا به اسم، ترکیب اضافه دو چیز، و انواع تابعیت­ های دو چیز، اعم از ترکیب موصوف و صفتی، تأکید، بدل یا عطف بیان و عطف می­ پردازد. گذشته از این شکل جار و مجروری نیز دارد که درواقع تحقق اکثر موارد یاد شده با برخی از حروف است.  

حالت مهربانانه یک مادر در غذا دادن به فرزندش یک ماجرای اصلی دارد که غذا دادن است و یک ماجرای حاشیه­ ای دارد که ابراز مهربانی است؛ ابراز مهربانی می­ توانست مستقلاً موضوع یک ماجرا و غرض آن باشد اما در اینجا لایه­ ای از غذا دادن(که متن یک ماجراست) تلقی می­ شود.

گویی قیدهای یک چیز آثاری از وجود آن هستند، انعکاس بخشی از حقیقت آن. هر ماجرایی که جریان می­ یابد در دل خود حقایق را به شکل های مختلف انعکاس می­ دهد گاهی یک حقیقت دنیاله حقیقتی دیگر مکشوف می­ شود و اجزای اصلی و فرعی یک ماجرا را می­ سازد اما در کنار این اجزا که حقیقت مستقیم یک ماجراست، حقایقی در حاشیه و توأمان با متن اصلی هستند که اگر نقش قید بودن نداشتند، خودشان می­ توانستند یک متن اصلی دیگر را بسازند. دقت در قیدها دقت در چندین اتفاق است که در یک اتفاق تجلی یافته است و به دلیل این قاب مشترک زیبایی یا پیچیدگی را رقم زده است.

قیدها را می­ توان در مصادیق یاد شده در سه پرده و زاویه مشاهده کرد: مثلاً در تحقق یک میهمانی، زاویه میزبان، زاویه میهمان و زاویه میهمانی هر سه می­ توانند جداگانه و باهم استقبال و بدرقه را به نمایش بگذارند. سه وضعیت یاد شده برای فعلی که تحقق می­ یابد، حاشیه­ ای از معنا می­ سازند.

نماز قابی از حقایق در هم تنیده است که برخی از آنها اجزای اصلی متن آن را می­ سازند و برخی حاشیه­ هایی از آن هستند. هر حاشیه اگر مستقل دیده شود یک متن است انگار که ­خواسته باشند یک عمل، یکی نباشد، قیود را برای آن آفریده­ اند. قیود هم عمل را حد می­ زنند و به آن تشخص می­ دهند و هم آن را وسعت و بُعد می­ بخشند.

با هر نماز غرض و دلیل ادا و اقامه­ اش همراهش هست مثلاً تنزیه از تکبر، عبودیت و غیر آن؛ یعنی که نماز مفعول له دارد. هر نماز در ظرفی از زمان و مکان ساخته می­ شود. در مسجد یا در صبح یعنی که نماز مفعول فیه دارد و مفعول فیه او گویای تشخص او و سعت  ابعاد دیگر آن است. در هر نماز، رسول خدا(ص) نماز خوانده است و تو نیز؛ پس نماز مفعول معه دارد. نماز می­ تواند و باید با خشوع ادا شود، یعنی که حال دارد. نماز را می­ توان به نسبت و ذات تمیز داد، یعنی که تمیز دارد. نوع و عدد و کیفیت نماز می­ تواند مورد توجه قرار بگیرد یعنی که مفعول مطلق دارد. نماز می­ تواند فعلی و جمله­ ای باشد که اسم قرار بگیرد، یعنی که نماز صله دارد. برای نماز می­ توان مضاف یا مضاف الیه قایل شد، یعنی که مضاف دارد. نماز می­ تواند صفت داشته باشد، مورد تأکید واقع شود، بدل و عطف بیان واقع شود و جار و مجرور واقع شود و متعلق بخواهد. اما داشتن همه اینها تمایزی بین نماز و سایر چیزها نیست؛ غیر از نماز خیلی اعمال یا متن ها هم هستند که این قابلیت را حالا نه یکجا، ولی کم و زیاد،  دارند.

ویژگی ممتاز نماز این است که خودش قید مهم زندگی انسان است؛ یعنی که از طرفی به زندگی انسان حد می­ زند و آن را متمایز می­ سازد و از طرف دیگر وسعتی بی­ نهایت به آن می­ دهد.

نماز برای یک عبد و بنده خدا غرض حیات است یعنی که انسان خلق شد برای نماز پس مفعول له زندگی عباد محسوب می­ شود. نماز، خودش ظرف زمان و مکان است؛ هرجایی را مسجد می­ کند و هر زمانی در زندگی عبد را با خودش معین می­ کند پس نماز مفعول فیه است و عبد خدا در نماز است که ظرف زمان و مکان می­ یابد. نماز شاهد همه افعالی است که انسان انجام می­ دهد و عبد خدا هر جارفت و هرکار کرد، رفت ونمازش هم؛ و کرد و نمازش. نماز خودش حال است، حال عبد خدا یعنی نماز، خودش تمیز است و عباد خدا به واسطه آن از ابهام درمی­ آیند و فهم می­ شوند. نماز خودش مفعول مطلق است یعنی مصدری است به معنای بندگی و مطلق بندگی نوع باید یا عدد یا تأکید به واسطه آن تحقق می­ یابد. نماز خودش صفت است برای عبد خدا و نیز تأکید است بر عبودیت او و همچنین بدل و عطف بیان است بدان معنا که می ­تواند جای عبد بنشیند و عبد خدا نقشش به اعتبار نمازش تکرار و نافذ باشد می­ تواند به جای نام عبد بنشیند و اصلا خودِ او باشد. نماز برای متن زندگی عباد خدا، چندین بار متن زندگی و حیات است و عباد خدا با نماز است که یکبار عمر نمی­ کنند.


این مجموعه به لطف خدا تمام شد میطلبد خلاصه ای از هر پنج دستگاه چندان که در کتاب تدبر ادبی آمده با شرح مختصر مثلا در حد یکی دو پاراگراف بیاید شکل های دیگری هم پیشنهاد شده مهم گردن گرفتن کسی است که این مجموعه را سر و سامان بدهد. تا پیدا شدن این داوطلب اللهم صل علی محمد و آل محمد.

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۴ ، ۰۷:۵۷
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به عمری که جاری است؛ یعنی گذشت و می­ گذرد، دقت کن؛ به کودکی، به نوجوانی و جوانی به میان سالی و سالخوردگی، به اسلاف و اجدادی که رفتند، به اخلاف و اولادی که می­ آیند به آمده­ هایی که دیر یا زود می روند.

به دفتری توجه کن که الفبای آن را جریان و گذر تعریف می کنند. و اگر این گذر را در حیات یک عبد و بنده خدا در نظر بیاوریم آن وقت شاخص جالبی از زمان و فراتر از زمان پیدا می­ کنیم. کودک همین الان حضور دارد اما گویی آینده است پیر و سالخورده همین الان هست اما گویی خود گذشته است و جوان اکنون است و این همه، هیچ کدام در واقع، نه گذشته و نه آینده و نه اکنون هستند اینها همه دلالت بر گذر و جریانی از حقیقت دارند. با کمی تأمل می­ توان اکنون و آینده را به استناد مفهوم استمرار، یکی در نظر گرفت. پس دو فرض خواهیم داشت: یکی بر قطعیت حقیقت دلالت دارد و آن دیگری جاری بودن قوانین حقایق را ترسیم می­ کند و البته در مورد این منظر و دریچه به حقیقت، زمان نوعی شاخص و پدیده علامت­ گذار برای در بهتر است. زمان با مفهوم جریان پیوند دارد و اصلاً مثَل گویای آن است.

اکنون ببین چگونه نمازهایت شاخصی می­ شوند برای درک حقایق؛ چه نمازهایی که خوانده­ ای؛ چه نمازهایی که اکنون و در این ساعت بر تو واجب است. چه نمازهایی که باید تا پایان عمر بخوانی؛ اما کی؟ وقتی موعدش برسد. همه را در یک قاب که نگاه کنی جریانی دارند که با زمان و بدون آن قابل تحلیل هستند.

نمازهای ادا کرده­ ات از قطعیت حقیقت سخن می­ گویند. فکرش را بکن! کسی نمی­ تواند جلوی نماز خوانده و ادا شده ات را بگیرد! و نماز خوانده و ثبت شده­ ات به ابدیت پیوند دارد. نمازی که اکنون بر گردن توست، آمده است و واجب شده است و کسی نتوانست جلوی آمدنش را بگیرد. برای تو فعل و فاعلی قرار داده اند که تو را در ادای نمازت مفعول خود قرار دهند. تو مفعولی یعنی که عبدی هستی که مورد فعل ادای نماز واقع می­شود. فاعل تو، حقیقت است و حال تو تا انجام نماز حال تجربه و درک مفعول بودن توست برای فعل نماز. علم داشتن فاعل را که در نظر بیاوری بر سر شنبه و یکشنبه و سایر روزهای نمازت، فعل نماز نه یک مفعول که چندین مفعول دارد. که با آمدن افعال قلوب بر سر جمله اسمیه همه مبتدا و خبرها مفعول می­ شوند.

نمازهایی که به فرض بودنت در آینده ادا خواهند شد، هر یک حدوث یک بار ظاهر شدن حقیقت در قالب فعلی به نام نماز تو هستند. سهم تو از این تجلیِ حقیقت چقدر خواهد بود؟ و تو چندبار قرار است مفعول باشی برای فعل خدا؟

به نمازهای قضا بیندیش! حیا و استغفارش سرجای خود، ببین که چگونه ردّالشمس کرده­ ای وقتی که نماز صبحت را می­ توانی در ساعتی دیگر بخوانی! امکان احضار گذشته را در اکنون و آینده داری و نیز برای متوفایی که دستش از نشئه جریان فعل کوتاه است، تو می­ توانی نمازش باشی! تو کی از قبر بیرون آمدی که اکنون نماز ادا کرده­ ای یا فلان بن فلان!

نماز میت را می­ بینی نوعی اسم مفعول است که کار فعل را می­ کند. به نماز شکرت بیندیش که هیچ اقترانی با زمان ندارد مصدر است که کار فعل را می کند. نماز استسقاء را ببین که اسم فاعل است و تأکید بر فعل فاعل می­ کند.و با این تأکید کار فعل را می­ کند. نماز آیات را ببین نوعی اسم مبالغه است که رخ دادن کار یا حالت، را با تأکید بر شدت صدور از جانب فاعل آن مورد تأکید قرار می دهد و با این واسطه کار فعل را می کند. نوافلت را ببین که مثَلی از صفت مشبهه است و با تأکید بر ثبوت کار فعل را می­ کنند. نماز جعفر و سایر اهل بیت را ببین، اسم تفضیل است و با دلالت بر صفت و صاحب آن و زیادی این صفت در مقایسه با غیر خودش کار فعل را می­کنند. به لحظه نماز فکر کن در حالی که نمازت را ادا میکنی می دانی که باید این کار را انجام دهی و نباید که انجامش ندهی قصر قلب است که کار فعل را می کند.

اکنون این تویی و نمازهایت و حقیقتی که با حدوث، با زمان و بدون زمان، خود را به تو می­ نمایاند.اکنون این تویی و حقیقتی به نام یوم القیامه نقشش فعل است و نمازهایی که قدقامتشان برپایی قیامت است.
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۱:۵۳
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به شبانه روزهای عمرت نگاه کن، هر کدام شروعی دارند و پایانی؛ صبح، ظهر، عصر، مغرب، عشا و بعد عشا؛ هر دسته هفت­ تایی از آنها شروعی دارند و پایانی؛ الاحد، الاثنین، ثلاثاء، اربعاء، الخمیس، الجمعه، السبت، دوازده دسته بزرگترهم هستند: محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوّال، ذی القعده، ذی الحجه.

روز و شب­ ها، هفته­ ها و ماه­ ها همگی تمایزاتی را می ­سازند که اگر نباشند، چیزی نشان­دار، معرفه و آشنا ساخته نمی­ شود تا بر پایه آن ناآشناها هم آشنا شوند. می­ گویی روزی بود، مثل آن شنبه؛ و اگر آن شنبه نبود، آن روز را به چه چیزی مشابه می­ کردی؟ اعمالت، حساب­های مالی­ ات، ارزیابی گذشته­ ات، تصمیمات اکنون و آینده ­ات همگی به واسطه آن شنبه و آن محرم و صفر و آن ساعت تنظیم می ­شوند. روز و شب­ ها، هفته­ ها و ماه­ ها با تمایزاتشان اگر نباشند، در شروع و پایان عمرمان نمی­ توانیم شروع کنیم و پیوسته شروع کنیم تا از پس هر شروع  و ابتدا کردن، مبتدایی  باشیم برای تحقق خبری که از دو حالت خارج نیست یا شرح و بیان انجام کاری است(جمله اسمیه با خبر فعلیه) و یا همان شرح بیان با تکیه بر ظرفیت های تحقق دوباره و چندباره آن(جمله اسمیه با خبر مفرد)

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتیکُمْ بِضِیاءٍ أَ فَلا تَسْمَعُونَ*قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فیهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ (سوره مبارکه قصص،آیات71-72)

به اختصاصات و اعمال ویژه هر روز و شب  و هفته و ماه دقت کن! مثلاً ماه­ های حرام را ببین، ضمانت امنیتند و در حریمی که می­ سازند، تو روزها و هفته­ ها و ماه­ هایت را به انجام دادن یا ندادن اعمالی مخصوص می­ شناسی؛ و این اعمال مخصوص بیشتر زیارت، دعا و نمازی مخصوص هستند(جمله فعلیه)

اکنون اگر هر روز و شب و هفته و ماه را که استعداد ساختن شروع­ های متوالی داشتند، مورد تأکید قرار دهی و آن را چندباره ببینی(انّ و اخوات آن و تأثیرشان بر جمله اسمیه) یا با تمرکز بر وجود داشتن­ شان، آنها را به عنوان حقیقتی جاری بشناسی،(کان و اخوات آن و تأثیرشان بر جمله اسمیه) یعنی از هر فرصت دوباره ­ی شروع، تحقق فعلی را اراده کرده ای و برجمله اسمیه، فعلیه بودن را تحمیل کرده­ ای و نواسخ ساخته شده­ اند. تو از جمله­ ای اسمیه که در آن، آن آشناتر پایه فهمیدن قرار می­ گیرد، مستقیماً به تبیین موضوع پرداخته ای و این یعنی اسمیه را به فعلیه نسخ کردی؛ و اینچنین است که عیدی ساخته می شود و جمعه ای به عنوان سیدالایام و عید معرفی و شناسایی می­ گردد. اینطوری که اصل هر جمعه و عیدی، شروع و دوباره شروع است(جمله اسمیه) و این عید به فعلی که شامل نماز و دعا و تلاوتی  معین است، شناخته می­ شود(جمله فعلیه)گاهی نیز به واسطه تأکید یا بیان فضیلت تکرار دوباره و چندباره عمل مورد تأکید قرار می­ گیرد(نواسخ)یعنی در وعده کردن هر جمعه، می توان غرض را، نمازِ آن جمعه تعریف کرد.

ببین که چگونه روزها و شب­ها و هفته­ ها مانند حروفی هستند که کلمه، جمله، کلام، کلام­ های هم موضوع، فصل، متن و نهایتاً کتاب عمرت را می­ سازند.

اکنون و بعد از شناختن اسمیه و فعلیه و نواسخ در زندگی­ ات، نماز جمعه را در نظر بیاور با تحلیلی که قبلاً انجام داده شد، تکیه بر جمعه که در آن نمازی مخصوص خوانده می­ شود، نماز جمعه را اسمیه قرار می­ دهد و تکیه بر نمازی که در هر جمعه خوانده می­ شود، جایگاه نمازجمعه را در فعلیه بودن تعریف می­ کند. نماز جمعه، نماز است، یعنی که عملی است مخصوص و مشخص که هر فرد به شرط امکان برپایی در به جا آوردن آن سهیم است و باید مطابق احکام اذکار و اعمالی را ادا نماید. نماز جمعه نماز جماعت است یعنی که شرط تحقق آن وجود امام و تعداد مشخصی مأموم است. نماز جمعه مثل هر نماز و عبادتی، دستور و امر خداست که اراده کرد بندگانش آن را انجام دهند.(انشاست از نوع طلبی). این نماز مثل هر نماز دیگری، با کیفیت خاص خود ادا می شود. چهار رکعت، دو رکعت آن خطابه امام است دو سوره هم در انتهای هر خطبه خوانده می­ شود تا تأکیدی باشد بر بخشی از نماز بودن آن دو خطبه؛ و دو رکعت آن نیز نمازی به شکل متعارف است با این تفاوت که قنوت رکعت دوم بعد از رکوع خوانده می­ شود و در قیامی هستی که ناگاه به سجده می ­انجامد؛ همچنین خواندن دو سوره جمعه و منافقون در رکعات اول و دوم مورد تأکید است. حمد و سوره نماز جمعه به جهر خوانده می­ شود و هنگام خطابه­ ها نیز امام جمعه اسلحه­ ای به دست دارد. کیفیت ادای نماز جمعه از آن حیث که یک تبیین و تعریف از عملی است، خبر است؛ جمله خبری در کتاب دین.

نکته مهم در این بررسی، تحلیل وضعیت این نماز از دو زاویه است: یکی زاویه امام و مأموم، که  در دو بستر و وضعیت رو به رو(هنگام ادای خطبه) و هم­ جهت(هنگام ادای دو رکعت)قابل تحلیل است. دیگری وضعیت دو خطابه به دو رکعت نماز، و نسبتشان با یکدیگر است. در اولی انشا و طلب(بیان مستقیم امام و مأموم)تبدیل به خبر می­ شود(همراهی مأموم و تبعیت او در عمل) و در دومی ادبیاتی که از خدا می­ گوید(خطابه) به ادای کلمات و احکام مشخص خداوند تغییر وضعیت می­ دهد(ادای دو رکعت نماز). که این یعنی خبر به انشا و طلب بدل شده است.

اینجاست که معلوم می­شود کلام که حقیقی باشد، مبنای هر خبری، انشایی از ذات باری است.

تبدیل خبر به انشا و بالعکس بیشتر شبیه مخفی شدن یکی و آشکار شدن آن دیگری است. گاهی خبر مخفی است پس جمله انشایی است و گاهی انشا مخفی است پس جمله خبری است.

برای تبیین این نکته برپایی هر نماز جماعت و به ویژه نماز جماعتی به نام نماز جمعه را در ذهن مجسم کن؛ به مصلی برو مؤذن را ببین اگر تنها باشی خودت مؤذن و نمازگزاری به صفوف نمازگزاران بپیوند، آنجا که هزاران نمازگزار یک نماز می­خوانند؛ نگاه کن شکوه نمازت را! و صفوف نمازی را که نماز توست، مشاهده کن! اگر تنها بودی خودت مکبّر خودت بودی؛ صدایی مخفی داشتی که دستور می­ داد الله اکبر رکوع و... اینجا اگر نباشی، شاید مکبّر بودنت را هرگز نفهمی! اینجا که هستی نمازت امام دارد و تو مأمومی! اینجا اگر امام جماعت هم باشی، باز هم امام داری؛ به انشایی فکر کن که نسخه­ ای از آن را هم مأموم دارد و هم تو؛ تو از پیش خودت نمی­ توانی نماز را تغییر دهی؛ حتی اگر همه با خم و راست تو و با شروع پایان تو خم و راست شوند و نمازشان را به آغاز و انجام برسانند.     

به نظرم بعضی قسمت هایش کمی پیچیده شد، منت بگذارید هر قطعه ای را که صلاح دانستید اصلاح و یا ساده­ سازی کنید.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۴ ، ۱۵:۲۵
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

هنگام وضو گرفتن است و اندیشیدن در رسالتی که دستان در مورد خود و سایر اعضای وضو بر عهده دارند. به انگشتانت که نگاه می­ کنی هر کدام بلند و کوتاهشان، لاغر و ضخیم­ ترشان مرتب و متناسب کنار هم قرار گرفته­ اند گاهی برمی­ دارند و گاهی می­ گذارند؛ گاهی می گیرند و گاهی می دهند. گاهی یکی از آنها، گاه دو یا سه­ تا یا بیشترشان مثل یک جعبه ابزار با انعطاف، بی نهایت حالت و وضعیت برای بی­ نهایت کار پیدا می­ کنند؛ در جایی همگی مشتی کوبنده می­ شوند به شکلی که یک واحد دیده می­ شوند؛ در شگفتی از مفهوم مشت، که یک سره قدرت است همه این انگشتان هستند با هیچ تعیّن؛ تو نقش هیچ انگشتی را مجزا نمی­ بینی همه نقش­ها مستحیل در یک واحدی به نام مشتی گره کرده است. بی تعینی مناسب برای جهاد. و تو در حالی که این را اوج یکپارچگی می­ یابی و ذهنت به بالاترش قد نمی دهد، متوجه حیثیت جدیدی می­ شوی؛ وقتی که از بی نهایت حالت، یک حالت را که گود شدن و تبدیل انگشتان به ظرف است را در نظر می­ آوری و دستت ظرفی می­ شود که می تواند آبی برای شستن و مسح کردن را در خود جازی دهد، پیش خودت حساب می­ کنی که لابد دست دیگرت را هم که به این شکل درآوری دو ظرف با دو برابر ظرفیت برایت ساخته و آماده شده است؛ غافل از اینکه کفلین، بیش از دو تا ظرفیت دارد.

حروفی را به یاد بیاور که با آن کلمات، جملات، کلام، کلام­ های هم موضوع، فصول و متن و کتاب نمازت را ساخته بودند. و تو در شگفت بودی از دستانی که به سوی خدا بلند می­ کردی، من؟ خدا؟فقیر؟ غنی مطلق؟

و آنجا بود که شگفتی شبکه­ ای معنایی، به نام نماز را کشف کردی که به مدد آن می­ توانستی با خدا!! توجه کن، با خدا، هم­کلام شوی!!!!

اکنون به وقت برپایی جماعت به مسجد برو؛ مؤذن را ببین که برای نمازی واحد اذان می­ گوید به صفوف نمازگزاران بپیوند، آنجا که هزاران نمازگزار یک نماز می­ خوانند؛ نگاه کن شکوه نمازت را! و صفوف نمازی را که نماز توست، مشاهده کن! اینجا که هستی نمازت امام دارد و تو مأمومی! یا حتی تو امامی و مأموم داری. اینجا که هستی قرائت حمد و سوره بر عهده امام است؛ بین همه ساکتند و اینکه توسط یک صدا خوانده می­شود، حمد و سوره نماز تو و همه این نمازگزاران است. اینجا هر کسی نمازش را آورده تا به نمازی بزرگتر پیوندش دهد. نماز فرادا هم خوانده شود، پذیرفته و تمام است یعنی یک کلام و یک متن کامل است از کتاب دینت. اما در اینجا هر نماز، جمله­ ای است که کلام و متنی بزرگتر را می­ سازد. نماز یا از نمازگزار و نمازش ساخته می­ شود(اسناد با جمله فعلیه) یا از نماز امام و مأموم(مطلق اسناد)؛ کسی هم که بر مدار فطت باشد، دائم در نماز است(ساخت نماز با ترکیب وصفی یا اضافی)إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً *إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً*وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً*إِلاَّ الْمُصَلِّینَ*الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ*وَ الَّذینَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ*لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ*وَ الَّذینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ*وَ الَّذینَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ* إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ*وَ الَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ*إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومینَ*فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ*وَ الَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ*وَ الَّذینَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ*وَ الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ (سوره مبارکه معارج، آیات19-34)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۴ ، ۰۷:۰۶
کاظم رجبعلی