.

بایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها ئ بعها و بنیها

به همت سرکار خانم معظمی، آخرین کتاب سوره نوشت های مربوط به مقدمات تدبر هم به پایان رسید. ضمن تشکر از ایشان و همه دوستانی که متن های آن را نوشته بودند، از خداوند توفیق کارهای متفاوت تر و مؤثرتر را مسألت داریم. در ذیل متن تقدیم به و چکیده سوره خواهد آمد:


 تقدیم به ساحت وجودی که لحظه لحظه عمر رسالتش را به نگاهی پرداخت که فوج فوج مردم جهان، به ظلم های سایه افکنده بر جهانشان، به حقیقت خودشان و به آینده روشنی که می توانند به آن برسند بیاندازند و با قدم هایشان از دامنه بی بندوباری به دین داری، از سطح به ژرفای دین و از دوری به قله قرب خداوند در جای جای جهانشان صعود کنند.
تقدیم به ساحت پر مهر و یاری پیامبرصلی الله علیه و آله، رسول تمام پیروزی¬ها و گشایش¬ها.


چکیده: سوره نصر را که می خوانی در تخته بی غبار و وهم نگاهت، در پشت پرده عالم، چشمت به نسیمی می خورد که با خود هوای هر نصرت و فتحی را به همراه دارد و از هر کوی که می گذرد، خط بطلان بر ظلمت و جفای آن می کشد. تو کوی خود را می بینی با نسیم که یک قدم فاصله است، فاصله ای که یک دم تسبیح و استغفار امامت آن را به تمامی پر می کند. تو در یک قدمی این نسیم، به هوای امامت، با او هم نفس، هم قدم، می شوی، و در آغوش این نسیم بر ظلمت کده جهانت خط بطلان می کشی و فوج فوج دانه های تازه سر برآورده را به خورشیدی که حالا تابش همیشگی انوارش دیدنی شده است روان می کنی.
سوره نصر حکایت آینده ای نزدیک و روشن بی هیچ ظلم و استکباری برای تمام مردم جهان است، آینده ای که تاری تصویرش در دلهای منتظران، با چرخش مداوم تسبیح و استغفار به امامت ولی الهی، رنگ وضوح می گیرد و آن هنگام است که جهانیان پی به نگاهی می برند که پیش از این هم بار ها و بارها آنها را به این روشنی فرا خوانده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۰:۵۵
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

خدایا به تو پناه می برم از شکستِ  پیروز شدن!

خدایا چقدر خواستن نصرت و پیروزی خوب است! و چقدر انسان هایی که نصرت و پیروزی را دوست دارند شریفند!

چقدر خواستن بهشت خوب است. و چقدر آدم هایی که لذت بهشت را دوست می دارند سعادتمندند!

خدایا به تو پناه می برم از پیروزی و موفقیتی که  دلهای هراهان با آن همراه نباشد. که این پیروزی، شکست است!

و به تو پناه می برم از اینکه جماعتی تثیت شوند بر اینکه پیروزی ها را تحمل نکنند و آنها را برنتابند!

خدایا به تو پناه می برم از نفسم اگر سأل سائل بعذاب الواقع باشد!!!

این نفس را به چه چیز می توان دعوت کرد!

خدایا پناه می برم از نفسم، می ترسم از  از اینکه روزی بهشت را نخواهد! و برایش نصرت و پیروزی اهمیت نداشته باشد!

خدایا از طبیعت گرایی  به فطرت گرایی انتقالم بده.

خدایا چه خوب که تو ذی المعارج هستی و بالا رفتن را برای بندگانت خواسته ای.

خدایا چه خوب که نماز را معراج مؤمن قرار داده ای!

خدایا چه خوب که با انتقال توجهم مرا از این ترس آزاد کردی و دردم را  بدون علاج نگذاشته ای و مرا به امنیت رسانده ای

خدایا پیش از خواندن سوره معارج پیش از خواندن قرانت، به نماز اینگونه نگاه نکرده بودم و آن را به این ظرفیت نمی شناختم

چقدر عزیز است نماز در پیش چشم من!

خدایا از مصلین قرارم بده همانها که نماز فصل جدا کننده شان از طبیعت گرایی  به فطرت گرایی است.


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۲:۵۰
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

سرکاررخانم شریعتمداری نوشتند. متنی که نمونه یک حی علی...است:



بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعضی حرفها را زدن، بهتر از سکوت است!

دو سال از تشکیل مدرسه حمد می گذرد، هر کدام مان بدون مقایسه با دیگری، فکر کنیم چقدر می توانستیم در گسترش قرآن در جامعه مان کمک کنیم و آیا کرده ایم یا نه؟ و اگر نه، چرا؟

اصلا مسئله زندگی ما، خون دل خوردن برای رساندن قرآن به گوش دیگران بوده است؟! اگر بله، نشانه آن در زندگی ما چه شکلی بروز پیدا کرده است؟

در این جهاد قرآنی، از چه چیزمان در زندگی برای قرآن گذشته ایم؟

اصلا می توانیم این فرض را بپذیریم که باید از چیزی گذشت؟ یا در حالی که تمام زندگی همچنان بر وفق مراد پیش می رود، تصور میکنیم می توانیم جهاد هم بکنیم؟!

اگر تصدیق کردیم جاهایی کم گذاشته ایم، در تصورمان بیاوریم به خاطر نبودمان چه کارهای مهمی که روی زمین ماند و دیگری نبود انجام دهد...به خاطر نبودن مان کارهای دیگران که سعی می کردند، ناقص ماند...به خاطر نبودن مان، چه حس ناامیدی در جمع القا کردیم...

این فکرها را بکنیم بدون قصد خودزنی و غصه خوردن های حرام...بلکه به قصد رسیدن به جوابی که شب قدرمان را تقدیر کند.

 

جواب این سوالات را به خودمان باید بدهیم، در محضر خدا...

فقط هرکس به جوابی رسید، اگر وجدان و تصدیق کرد می توانست بیشتر همکاری جمعی کند، کارش و جایش را پیدا کند یا از خدا بخواهد به او بنمایاند، و بعد اعلام کند این بار دیگر "هست"! از کسی نپرسد من کجا باشم؟! خودش بگوید کجا "باید" باشد!

جدی و محکم...یک بار، یک سال، یک شب قدر، پای حرفمان و آرزوهایمان بایستیم!

 

این سرّ را بدانیم:

بعضی مشکلات زندگی ما هیچ وقت حل نمی شوند، تا وقتی که خودمان را وقف قرآن نکنیم! اگر میخواهید از گرفتاری هایتان رها شوید، گرفتار و نیازمند به قرآن و جمعی قرآنی باشید!

منتظر نباشیم مشکلاتمان حل شود و بعد در خدمت قرآن باشیم! شاید آن روز تا مرگ هیچ گاه نیاید...

و مرگ چقدر نزدیک است....

اگر این سوالها را از خودمان الان نپرسیم، روزی دیگرانی از ما خواهند پرسید...وقتی دیگر جای عمل و بازگشت به دنیا نیست.


والسلام

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۴
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعله و بنیها

به لطف خدا و همت دوستان بزرگوار از مدرسه حمد دومین کارگاه ایده پردازی با قدرتی به مراتب بیشتر از دوره قبل به نظرم با استرس کمتر و راحت تر برگزارشد. تکرار یک برنامه موفق از اجرای یک برنامه موفق سخت تر است اما این کار سخت تر را دوستان به خوبی به ثمر رساندند.

امیدم به جنسی از این کار با اشل صدبرابری بیشتر شد!

خوبی دوستان این بود که به رغم برخی اختلاف سلیقه ها در متن برنامه کمترین واکنشی نشان ندادند و بزرگوارانه آن را موکول به جلسه نقد کردند.

خیلی مهم است که آدم نقدی داشته باشد و حتی یک کلمه تأکید می کنم یک کلمه هم نگوید و انتقاداتش ذره ای در حالات چهره اش مشخص نباشد.

آدم از این سعه صدر دلگرم می شود و دیگر نمی ترسد از اینکه به پروژه ها ی بزرگ فکر کند.

چقدر کسانی که سعه صدر دارند دلگرم کننده و قابل اعتماد هستند کمشان هم زیاد است با 5-6نفرشان هم می توان کارهای بزرگی کرد

آدم از این سعه صدر دلگرم می شود و دیگر نمی ترسد از اینکه بلوغ افراد تا جایی است که با نبود کمترینی مثل من هم کار قابل اجراست.

دیروز خیلی خوشحال بودم و امیدوار

ان شاالله همه مأجور باشند و مشمول استغفار پیامبر گرامی اسلام(ص) بشوند.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۶
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به همت سرکار خانم معظمی ساماندهی به کتاب سوره نوشت های سوره های ضحی و انشراح، با عنوان «پیامبر بی همتا» نیز به اتمام رسید. خصوصیت این کتاب  وجود دو سوره در یک مجلد است. بسیاری از متن های این کتاب مربوط به سال های دور و نوشته های نسل اولی خوشه چینان است. کتاب تحویل سرکار خانم خانزاده برای ویرایش شده است که ان شاالله ایشان به زودی کار را به اتمام خواهند رساند.


متن تقدیم به...

ساحت حضرت خدیجه(س) و امیرالمؤمنین علی(ع) که همواره کنار رسول مکرم اسلام(ص) بودند و در همراهی با رسول، خود را هزینه کردند تا برای هر انسانی در هرموقعیت و زمانی راه رسیدن و رساندن به حقیقت و کمال وجود داشته باشد.


چکیده


هر انسانی برای خود آرزوها و اهداف زیادی دارد و هر کاری که از دستش برآید می­ کند تا به مقاصدش دست یابد؛ بماند که برخی آرزوها بچگانه است و تحققش جز دردسر برای آدمی ندارد اما برای همان اهداف و آرزوهایی هم  که درست و حقیقی­ اند، پیدا کردن راهی برای رسیدن، با سختی و مشکلات زیادی همراه است.

سور مبارکه ضحی و انشراح راهی را به انسان نشان می­ دهند که می­ تواند او را به حقیقت تمام آرزوهایش برساند؛ راهی که تاریکی­ های ندانستن­ و نداشتن­ را روشن می­ کند و تصویر درستی از خود، مقاصد و نیازها می­ دهد. راهی که پیش از آنکه انسان آن را دریابد، خودش به دنبال آدمی می­ گردد و او را به سوی خود می­ خواند؛ راهی گسترده و فراخ که انسان هر چه که باشد در آن جای می­ گیرد و بلند و مرتفع که انسان در هر کجا که باشد آن را می­ بیند و می­ تواند به آن راه پیدا کند؛ راهی که نه تنها راهنما که راهبر است، دست انسان را می­ گیرد و با خود به قله حقیقت می­ رساند؛

سور مبارکه ضحی و انشراح را که می­ خوانی از وجدان این حقیقت به وجد می­ آیی که این راه با تمام عظمتش، جز وجود مقدس پیامبر گرامی اسلام (ص) نیست؛ پیامبری به وسعت تمام نیازها و واسطه ادراک و رفع تمامی آنها؛ پیامبری به واسطه عطای پروردگارش بی­ همتا.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۱۱
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم


کتابچه سوره نوشت های ادبی سوره مبارکه زلزال را گرفتم که بخوانم...


بگذارید به حساب هرچی! اما راستش اول متن های خودم را در کتابچه ها می یابم! که تعدادشان هم زیاد نیست.

ندارم شان...یا اگر هم باشند، دم دست و در حافظه حتما نیستند.


می خوانم شان که خودم و جمع مان را در سه سال پیش پیدا کنم:

آن موقع ها وقتی سوره ای را چندین جلسه پرنشاط و در عین حال نفس گیر ِ گردان ادبی  امام سجاد (روحی فداک) میخواندیم، از آن چه می فهمیدیم؟

الان چقدر می فهمیم؟ سرعت فهم مان چقدر بیشتر شده؟ عمق فهم مان چقدر تدبری است؟


به نظر می آید جواب به سوالات بالا هرچه باشد به طور مشترکی پیشرفت را در افراد نویسنده نشان میدهد...


و به همین دلیل هرکسی خودش بهترین نقاد متن هایش است...


بین متن های همه مان بعضی هایشان خیلی درخشانند...کانه نجم در آسمان!

بعضی ها معمولی اند...


و همیشه حسرتی به دل آدم می ماند که کاش متن های بهتری آن موقع نوشته بودیم...کاش وقت بیشتری می گذاشتیم و بیشتر جدی می گرفتیم... کاش علم تدبری مان قوی تر بود و...و این کتابچه نفیس، جا داشت پربار تر عرضه شود... کاش جای ادیت داشته باشد، کلی متن اضافه کنیم...

آن موقع ها که جمع گردان را دور هم داشتیم، قلم هایمان انقدر سرشار نبود...

و این روزها خیلی بهتریم اما بدون جمع...


جای گردان ادبی امام سجاد علیه السلام، خیلی خالیست...

نه برای دور هم جمع شدن!

برای سوره خواندن، سوره خوردن، مشق قلم کردن...


کتابچه سوره ها مجموعه ای است که توانسته تنوع سبک ها و قلم ها را به طور حَسَنی در خود به نمایش بگذارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۵۱
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها


می گویند بالای سر محتضر که رفتید، حمد بخوانید اما محتضر که بودید توحید بخوانید. مبعث که به محضر رسول خدا نایل می شوید، ایشان علق می خوانند و شما حمد؛ مبعوث مثل کسی است که انگار از قبر بیرون آمده باشد حرف هایش هم ته لهجه آن طزف را دارد به همین دلیل حقیقت محض است.اما این متن را از زبان کسی بخوانید که سوره حمد را از زبان محمد(ص) آموخته است: لهجه ایشان عربی است به همین دلیل تدبر ادبی فراموش نشود:


بسم الله الرحمن الرحیم!

حسنت متعلَّقِ همه بسمله­ هاست!

که این جارو مجرور، کائنات را یکسره با همه مراتبش، به آن بالا پیوند داده است.

الف و لام جنس است این همه، ستودنت؛ و به شامل ترین حکم کلی، حمدت، ستودنی است.

نگاه کن به این سو و آن سو که نگاهت بدل اشتمال می آفریند برای این حقیقت که،

رب­ العالمین همان رحمانِ رحیم است، همان مالک یوم الدین.

حکایتِ کارد و ترنج و دستی رنگین است، حکایت چشم مبهوتم به چرخش کریمانه  مخاطب، در قامت کلام «تو»؛ در «ایاک نعبد و ایاک نستعین»

که این حصر، از شش جهت راه بسته است!  

از جان من تا پیش پای تو، خطی است مستقیم،

که این استجابتِ سرخ، مقصد آن دعاست!

به لب رسید جانم تا به بوسه جمع شود،

که این نعمتِ رسیده، بدل از آن دعاست!

به خط مستقیم حسنت، راه رضایت و هدایت، پیداشد؛

و این لبخند، بدل از آن دعاست!

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۶:۴۱
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

متنی از سرکارخانم کاظم لو دیدم که احتمالا در واکنش به مطلب اخیر این وبلاگ نوشته شد. نه به دلیل ادبیات مملو از لطف ایشان بلکه بخاطر دیالوگی که برقرار کردند، و البته زیبایی متن ایشان، آن را در اینجا آوردم. ایشان اگر ایراد هم میگرفتند خوشحال کننده و مغتنم بود. همینطور سایر دوستان و بزرگواران...

ما به نقدهای جدی احتیاج داریم باید این ادبیات راه بیفتد. مدح و گلایه اش اصلا مهم نیست.

پرچینی که  خوانده شد، کتاب نبود

هر خطش زلزله ای بود تا جای جای وجودت را بلرزاند

خود قیامتی بود تا لرزه افکند بر جانت تا چشم باز کنی و ببینی خود را در آینه ای به اعمال

زبان بگشایی، زبانی به شیرینی تکلمی لکنت بار از اوصاف مردی که  وزن وزانتش آرام و قرار زمین بود

می خوانم :

وقتی که زمین می لرزد

وقتی که لرزیدن، لب گشودن است

وقتی که لرزیدن، چشم گشودن است.


برگرفته شده از tuloedigar.blog.ir
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۲۸
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

جلساتشان هفته هاست که شنبه ها برگزار می شود. گاهی در خانه افراد و گاهی در مسجد و گاهی هم در مدرسه قرآن. کیفیت هر جلسه حداقل پنج جلسه است به دلیل مباحثات جدی و مردانه ای که میانشان در می گیرد.از ابتدا قرارمان این شد که یک هفته در میان در جلسه حضور داشته باشم! از خودشان یکی اداره جلسه را به عهده میگیرد و مباحثات عمدتا در آن جلسه شکل لازم را یافته است. جلسه بعد که می پرسی چه خبر؟تمام قدرت بی رحم سؤالات برایت آشکار می شود. دیشب شانزدهمین جلسه آنها بود و بنده در آن جلسه حاضر شدم خواستم ریتم کند جلسه را تغییر دهیم بنا را بر این گذاشتیم تا هر جلسه یک سوره گفته شود و کتاب مقدمات تدبر به اتمام برسد. پس به جای پرداختن به پاسخ سؤالات سورهه همزه، به سوره مبارکه زلزله پرداختیم توضیحی مختصر دادم و کتاب سوره نوشت ها را باز کردم ...

زلزله ای رخ نمود بی نظیرتر از آنچه تصور کنید...دوستان به جز مباحثات بی رحم که البته همواره لازم است با وجه دیگری از تدبر هم آشنا شدند... سوره زلزال زیارت شد...عجب کتاب نفیس و مؤثری است. پیشنهاد میکنم یکبار در یک مجلس همه این کتاب را بخوانید و حال خود را ثبت کنید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۰۴
کاظم رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

آخرین تابلو، نوعی وسعت است که نقطه شروع آن روابط ممکن انسان است. در این تابلو پدیده ای به نام  «همه»، دیدنی است!

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ مَا وَلَدَا وَ مَنْ وَلَدْتُ وَ مَا تَوَالَدُوا وَ لِأَهْلِی وَ وُلْدِی وَ أَقَارِبِی وَ إِخْوَانِی فِیکَ وَ جِیرَانِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ الْأَحْیَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۰۶:۴۸
کاظم رجبعلی